![]() |
![]() |
|
باز هم روز پل می ایستم بهترین راه فرار من از دنیای اطرافم پسرک فالفروش نوع نگاهش عوض شده شاید با هم کمی دوست شده ایم دوستی به صداقت آن نگاه پر از سئوالش پر از خستگی اش نگاهم را از نگاهش می دزدم احساس کردم خیس عرق شده ام به جای تمام آنهایی که در خانه هایشان خوابیده اند به ماشین ها نگاه می کنم پل هر چند لحظه یکبار بر اثر سرعت زیاد ماشینی می لرزد اما دیگر عادت کرده ام ماشین ها هنوز هم بی احساس و سردر گم رد می شوند صدای آژیر می آید هراسی در دلم می افتد ماشینی با چراغ هایی گردان از زیر پل به سرعت رد می شود نمی دانم چرا امروزه از صدای آژیر های پلیس ترس همیشگی ام بیشتر می شود به پسرک نگاه می کنم صدای آژیر خوابش را برای لحظه ای بر هم زد به شعاری انتخابی از زمان انتخابات نگاه می کنم ناخود آگاه خنده ام می گیرد سیگارم را روشن می کنم به دودهایش خیره می شود به سمت بالا می روند و محو می شود یعنی مرگ هم اینچنین است؟
|
|
سلام دوستان این وبلاگ جدید من است شاید برای نوشتن افکار و نوشته های جدیدم به محیطی جدید هم نیاز داشتم
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا جایی است برای نوشتن نوشته بازتاب فکر است و مطئمنا هیچ گاه انسانی به یک شکل و به یک چیز فکر نمی کند پس تفکر موضوعی ثابت ندارد
اینجا فقط شاید برای بازتاب افکار گاه آزاد من باشد ..... همین |
| پیوندهای روزانه |
|
حکایت وبلاگی بی واو، بی لام، بی نقطه سرگیجه isds نه حرف نخواهم زد خونه ی خالی خانه نشینان واحد مرکز رست بیف با سس اضافه dateinmarsh عاشقان نود امواج فکر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
8/23/2007 - 9/22/2007 |
| آرشیو موضوعی |
|
فلسفه داستان سیاست معرفی کتاب موسیقی سینما پل عابر پیاده |
| نویسندگان |
|
امین امید |
| پیوندها |
|
دکتر علی شریعتی خاتمی ابراهیم نبوی چلچراغ بلاگ نیوز خبرگزاری امروز |
|
RSS
|